۲ .بهمن.۱۳۹۶

چگونه با الوپیک در ۳ ماه موتور خوب خریدم؟

حوالی ظهر بود، از خیابان سی تیر رد می شدم. چند نفر بازاریاب پلاکاردهایی در دستشان بود که عابران را به استخدام در شرکتی دعوت می کردند. ابتدا اعتنایی نکردم. من که نه ماشین داشتم و نه موتور. اما داشتن یک شغل و یک درآمد خوب مدتها بود که دغدغه اول من در زندگی شده بود. جلوتر رفتم و با یکی از بازاریاب ها گپی زدم.

بازاریاب شرکت الوپیک بود. گفت"« اگر موتورسیکلت هم ندارید می توانید با قیمت بسیار پایین یک موتور کارکرده بخرید و یکی دو ماهه از پولی که کنار می گذارید یک موتورسیکلت نو و با کیفیت بخرید.» یک روزنه امید برایم باز شد. فرم اولیه را گرفتم و راهی دفتر استخدامشان شدم. شرایط در ابتدا سختگیرانه به نظرم رسید، اما خودم را که جای مشتری گذاشتم احساس کردم امنیت و اعتمادسازی اصل اول در استفاده از یک کالا و یا خدمات است. جای خوشبختی بود که در همان مرکز، موتورسوارانی را دیدم که با کار مستمر و متعهدانه توانسته بودند روزی حداقل 100 تا 200 هزار تومان هم درآمد داشته باشند.

عزمم را جزم کردم و با اندک پس اندازی که داشتم یک موتورسیکلت کارکرده یک میلیون تومانی خریدم. خداروشکر گوشی هوشمند هم داشتم. بعد از تکمیل فرآیند استخدام و دوره آموزشی در اپلیکیشن آنلاین شدم. روز اول کاری باور نکردنی بود. درخواست پشت درخواست. وقتی 150 هزار تومانی درآوردم دیگر دست از کار کشیدم و راهی خانه شدم.

روزهای بعدی تلاش بیشتری کردم و درآمدم بالاتر رفت. حتی به خاطر ستاره هایی که از مشتری ها گرفتم در قرعه کشی هفتگی الوپیک هم جایزه خوبی گرفتم و قبل از آنچه فکر می کردم چند تا از اقساط عقب افتاده ام را تسویه کردم و به فکر خرید یک موتورسیکلت نو افتادم.

امروز من ، با منی که ماهها پیش پیک موتوری را یک شغل نمی دانستم ، بسیار تفاوت دارم. پوشیدن لباس های سازمانی الوپیک برایم شخصیتی اجتماعی رقم زده بود که دیگر با افتخار شغلم را به دوستانم هم معرفی کردم و چند نفری را هم تشویق به همکاری با این شرکت کرده ام.

 

مطالب مشابه